![]() |
![]() |
|
|
ازمولاگفتن، نه در توان محدود ذهنهای ماست که راهی به افلاک عظمت او نداریم
و نه حتی در قدرت واژهها که جرعههایی از اقیانوس وجود او را به سطر آورند، ولی به رسم ادب، به از ثواب و به قصد خوشهچینی از خرمن بیکرانه وجودش، ظرف کوچک ادراکمان را زیر باران عظمت او گرفتهایم. این سطرهای ناچیز نیز به این نیت نگاشته شدهاند. مولای عاشقان، غرق در گناه و خواری، میلادتان را جشن میگیریم و از شما طلب مغفرت می کنیم که ما را بیامرزید.... میلادتان را نتوان به دیگران تبریک گفت، که اگر ذره ای فکر کنیم و بدانیم که شما چه بودید، شرمنده می شویم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ته نوشت: - کاش دمی مهلتی بدهی به چشمانم، حرفها برایت دارند این بی نوایان اما دلم بیقرار است و ساعتها نادعلی خواندن را طلب میکند، برای خودم که هیچ نمیخواهم، ناد عليا مظهرالعجايب، تجده عونا لک فی النوايب لی الی الله حاجتی و عليه معولی کلما امرته ورميت منقضی فی ظل الله و يظلل الله لی ادعوک کل هم وغم سينجلی بعظمتک يا الله بنبوتک يامحمد بولايتک ياعلی ياعلی ياعلی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت توسط دوستدارسید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به هر ديار كه رفتم
به هر كجا كه نشستم به اشك ديده نوشتم كه اي خوب جاي تو خالي... |
| پیوندهای روزانه |
|
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت نصایح رساله زندگی نامه رساله ی احکام آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|