![]() |
![]() |
|
|
بعد از رفتنت......
آرزوهای صورتي ام را با چند غزل زير باران دفن کردم شايد..... زخم نبودنت را از خاکستر غزلهايم که هر غروب به نارنجي آسمان هديه مي کنم ببيني.
هر روز مي آیم و هر روز بارها... تويي که هرگز برايم نمي نويسي نمي خواهي يک خط هم ميان شب من تو را من چشم در راهم... یاعلی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت توسط دوستدارسید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به هر ديار كه رفتم
به هر كجا كه نشستم به اشك ديده نوشتم كه اي خوب جاي تو خالي... |
| پیوندهای روزانه |
|
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت نصایح رساله زندگی نامه رساله ی احکام آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|